تبلیغات
جک ، لطیفه و اس ام اس های ناب و جدید

بخند که خنده بر هر درد بی درمان دوا است.

بهترین فروشگاه آنلاین

 


خدایا

گفتم: خدایا از همه دلگیرم.

گفت: حتی من؟

گفتم: خدایا دلم را ربودند!

گفت: پیش از من؟

گفتم: خدایا چقدر دوری؟

گفت: تو یا من؟

گفتم: خدایا تنهاترینم!

گفت: پس من؟

گفتم: خدایا کمک خواستم.

گفت: از غیر من؟

گفتم: خدایا دوستت دارم.

گفت: پیش از من؟

گفتم: خدایا اینقدر نگو من!

گفت: من تو ام و تو من...



منبع:
http://setarehasemon.persianblog.ir


همسرمان مهم‌تر است یا پدر و مادرمان؟

یکی از عوامل موثر بر رابطه همسران، رابطه آنها با خانواده‌های طرف مقابل است. مشکلات در این رابطه ممکن است به اختلاف میان زن و شوهر بینجامد و در ایران با توجه به روابط خانوادگی نزدیک‌تر، این تاثیرات شدیدتر است.
از شایع‌ترین الگوهای رابطه با خانواده‌های همسران که ممکن است به اختلاف بینجامد، می‌توان به این موارد اشاره کرد.
1.دیدارهای مکرر و بدون برنامه با خانواده‌های طرفین: یکی از آفت‌های خانوادگی در ایران، دیدار‌های مکرر، غیرضروری و بدون برنامه زوج‌ها و خانواده‌هایشان است که گاه در طول هفته بارها تکرار می‌‌شود. به خصوص در دوران عقد که برای خیلی از جوان های مشتاق عملا حد و مرزی در مهمانی رفتن به خانه والدین همسرشان وجود ندارد و گاهی تا روزهای متوالی این مهمانی ادامه پیدا می کند! این روش زندگی، ممکن است زنگ خطری برای وجود اختلاف و مشکلات بین زوج و در آینده باشد و دامنه مناسبات فامیلی را به دخالت های آینده در زندگی زناشویی بکشاند.
2.مشورت های نابجا با خانواده‌ها: اگرچه مشورت کردن در هر مساله ای، به خصوص در ابتدای زندگی مشترک شرط است اما زیاد مشورت کردن باعث باز شدن پای دیگران به حریم خصوصی زندگی می شود و همسر شما فکر ‌می کند در تصمیم‌گیر‌ها ردپایی از افکار خانواده همسرش وجود دارد و احساس ناامنی در او ایجاد می‌‌شود. به خصوص وقتی رازهای خصوصی زندگی‌تان را پیش آنها فاش می‌کنید.
 
گاهی والدین، بدون اینکه بخواهند زندگی فرزندشان را به هم بریزند، روش‌ها و راهکارهایی به او پیشنهاد می‌کنند که چون براساس عواطف شکل گرفته، ممکن است کمتر منطقی باشد. هرکس باید بداند بهترین مشاور در هر زندگی زناشویی، همسر است
3.تحمیل‌کردن راه و رسم زندگی به زوج جوان: در بعضی از مناطق ایران که زندگی سنتی حکم‌فرماست، وقتی دختر جوانی به همسری پسری درمی‌آید، خانواده‌ها با بهانه بی‌تجربگی آنها، وادارشان می‌کنند در کنار خودشان زندگی کنند تا راه و رسم زندگی کردن را به آنها بیاموزند! اما سوال اینجاست اگر دختر و پسر راه و رسم زندگی را نمی‌دانند، چرا اجازه نمی‌دهند این آموزش‌ها را مادر به دختر بدهد و بعد ازدواج کند؟ چرا باید دختری را در سنین پایین به‌عنوان عروس انتخاب کنند که چیزی از زندگی نمی‌داند؟
دلیل آن شاید این باشد که می‌خواهند عروس نوجوان را با ارزش‌های خانوادگی خود بزرگ کنند و عادت بدهند. متاسفانه این روش به‌طور مطلق و قطعی، روشی شکست‌خورده است. نتیجه این هم‌زیستی در سال‌های اول زندگی، چیزی جز نفرت و کینه طولانی‌مدت بین عروس و مادرشوهر نخواهد بود. در دنیای امروز، دختران نوجوان بیش از پیش از طریق تلویزیون و رسانه‌های دیگر راه و رسم زندگی مستقل را آموخته‌اند. گاهی والدین، بدون اینکه بخواهند زندگی فرزندشان را به هم بریزند، روش‌ها و راهکارهایی به او پیشنهاد می‌کنند که چون براساس عواطف شکل گرفته، ممکن است کمتر منطقی باشد. هرکس باید بداند بهترین مشاور در هر زندگی زناشویی، همسر است.
4.وجود افراد خودشیفته در خانواده‌ها:اگر در خانواده زوج، شخصی وجود داشته باشد که فقط به خواسته‌ها و ایده‌های خود فکر کند و طرفین را وادار به اجرای خواسته‌هایش کند، بدون اینکه کوچک‌ترین توجهی به احساسات، عواطف و علایق آنها کند، زندگی را به بیراهه خواهد کشاند. افراد خودشیفته و خودمحور، دوست دارند تفکرات خود را به همه القا کنند، حتی اگر آن تفکرات با زندگی آنها سازگار نباشد.
 


منبع:
http://setarehasemon.persianblog.ir


5 اشتباه مُد که سنتان را بالاتر نشان می‌دهد

بعضی انتخاب‌هادر لباس پوشیدن هست که سالها به سنتان اضافه می‌کند. خوشبختانه چنین اشتباهاتی قابل اصلاح هستند.

دامن راسته گشاد:

هدف از پوشیدن دامن‌های تنگ، شسته و رفته و جذاب ‌تر به نظر رسیدن است اما اگر دامن تنگتان درست اندازه ‌تان نباشد و برایتان گشاد باشد، اصلاً زیبا نخواهد بود. خیاط می‌تواند ظرف چند ساعت این مشکل را برایتان برطرف کند. دقت کنید که قد دامن پایین ‌تر از زانوهایتان نباشد و در قسمت لگن کاملاً تنگ باشد.

کیف و کفش ست یک مدل:

احتمالاً مادربزرگتان این را بعنوان یک قانون برایتان معرفی کرده است چون وقتی او به سن شما بود، همه خانم‌های شیک و مدروز کیف و کفش ست انتخاب می‌کردند. اما امروز این هم مثل ست کردن رژلب با رنگ ناخن شدیداً از مد افتاده است. مُد جدید این است که کیفتان را با کفش‌هایی ست کنید که وقتی کسی شما را می‌بینند بگوید، "هیچ ‌وقت فکر نمی‌کردم این دو مدل با هم اینقدر خوب بیایند."

لباس‌های زیر و رو:

هر چیزی که با هم ست باشد را نباید انتخاب کنید. لباس‌های زیر و رو خیلی قدیمی هستند. به‌جای آن زیر یک ژاکت یا کت ساده، یک تاپ یا بلوز طرح ‌دار بپوشید.

کفش‌های پاشنه کلفت:

مخصوصاً انواع پاشنه کوتاه آن. اگر به‌خاطر راحت بودن این مدل کفش پایتان می‌کنید، جای هیج بهانه‌ ای نیست چون مدل پاشنه‌ های بسیار مُد روز زیادی الان در بازار هست که بسیار هم راحت هستند. باید چیزی را انتخاب کنید که علاوه بر راحتی بودن، شیک و به ‌روز هم باشد.

بلوز مردانه گشاد:

چنین بلوزهایی این تصور را ایجاد می‌کند که می‌خواهید بدنتان را پنهان کنید. اگر بلوز مردانه دوست دارید، چرا انواع تنگ و چسبان آن که ساسون دارند را امتحان نمی‌کنید که اندام را فوق العاده نشان می‌دهد؟



منبع:
http://setarehasemon.persianblog.ir


آنهایی که رفته اند... آنهایی که مانده اند...

آنهایی که (از ایران) رفته اند، ایمیلشان را در حسرت ِ نامه از آنهایی که مانده اند باز می کنند و از اینکه هیچ نامه ای ندارند کلافه می شوند.


آنهایی که (در ایران) مانده اند هر روز ایمیلشان را چک می کنند و از اینکه نامه ای از آنهایی که رفته اند ندارند، کفرشان در میاید .

آنها که رفته اند همانطور که دارند یک غذای فوری درست می کنند تا تنهایی بخورند، در این خیالند که آنهایی که مانده اند الان دارند دور هم دیزی یا قورمه سبزی با برنج زعفرانی می خورند و جمعشان جمع است .

آنها که مانده اند، همانطور که دارند یک غذای سر دستی می پزند، تجسم می کنند آنها که رفته اند الان با دوستان جدیدشان گل می گویند و گل میشنوند و از ان غذاهایی می خورند که توی کتاب های آشپزی عکسش هست.

آنها که رفته اند، فکر می کنند آنهایی که مانده اند دائم با هم به گردش میروند... دربند، لواسان، بام تهران و درکه و… و آنها را که آن گوشه دنیا تک افتاده اند، فراموش کرده اند.

آنها که مانده اند، تصور می کنند آنها که رفته اند، هرشب به بار و دیسکو می روند و خوش می گذرانند و آنهایی را که توی این جهنم گیر افتاده اند فراموش کرده اند.

آنهایی که رفته اند دلشان لک زده بجای آن مشروب ها که چندان باب طبعشان نیست، یک چای دم کرده سماوری حسابی بخورند.

آنهایی که مانده اند آرزو به دل شده اند که برای یکبار هم که شده بروند داخل مغازه ای و بی دغدغه و نگرانی، مشروب سفارش بدهند.

آنها که مانده اند بر این باورند که آنهایی که رفته اند دیگر حق اظهار نظر ندارند و فوری قلم برداشته و اسم شان را خط می زنند.

آنها که رفته اند، با شوق و ذوق بیانیه امضا می کنند و می خواهند خودشان را به جریان سیاسی کشوری که تویش نیستند، ملحق کنند.
 

آنها که مانده اند در حسرت بی بی سی و صدای آمریکای بدون پارازیت، و اینترنت بدون فیلتر و رسانه های تماماً دولتی کلافه می شوند.

آنها که رفته اند پای اینترنت پر سرعت، دنبال فوتبال شبکه 3 با گزارش عادل یا سریالهای داخلی و با کلام پارسی و فضاهایی ایرانی هستند .
 
 
آنها که مانده اند، در ذهنشان از آن طرف، مدینه فاضله می سازند.

آنها که رفته اند،به خاک گرفتن خاطراتشان در سرزمین مادری، حسرت میخورند.

و بالاخره: آنهایی که مانده اند می خواهند بروند... آنهایی که رفته اند می خواهند بر گردند...

اما... هم آنهایی که رفته اند و هم آنهایی که مانده اند در یک چیز مشترکند :

احساس تنهایی...



منبع:
http://setarehasemon.persianblog.ir




  • تعداد صفحات :2597
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...